close
تبلیغات در اینترنت
مقاله پائول دیویس درباره چگونگی خلقت دنیا

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 188
  • کل نظرات : 8
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 11
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 62
  • بازديد ديروز : 42
  • بازديد کننده امروز : 0
  • بازديد کننده ديروز : 0
  • گوگل امروز : 6
  • گوگل ديروز: 6
  • بازديد هفته : 62
  • بازديد ماه : 104
  • بازديد سال : 104
  • بازديد کلي : 13,400
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.162.184.214
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

 

 

به نام یزدان پاک

مقاله پائول دیویس درباره چگونگی خلقت دنیا

اعلام منابع در آخر

 

 


Paul Charles William Davies

God created the universe

قسمت اول:


این مطالبی که پست می کنیم یکی از مقالات  پروفسور پائول دیویس است(!)که درباره چگونگی خلقت دنیا و حالت تکینگی نوشته شده که به راحتی با کشفیات جدید علم تجربی از جمله تأثیر داشتن قانون دوم ترمودینامیک بر گرانش، تأثیر قانون دوم ترمودینامیک بر جهان، تحقیقات درباره ابر نیرو، عوامل مؤثر در حقیقی بودن بیگ بنگ را شامل می شود و نتیجه گیری فلسفی در مباحث آغاز فضا-زمان می توان اثبات کرد عالم مبدأ فرامادی دارد(!)  و بعد از خلاصه کردن این مقاله این مطالب را در کانال قرار می دهیم، در خلاصه کردن مطالب نکات اصلی را دخیل دانسته ایم و سعی کرده ایم پیچیدگی مفاهیم سخت مقاله را به شکلی تشریح کنیم تا درک مطالب آسان باشد.





بر طبق بهترین شناخت علمی امروز ما از لحظات پیدایش کائنات ،این نظریه ارائه شده که کائنات ابتدا در ساده ترین شکل حالت خود به سر میبرده(تعادل ترمودینامیکی!!!!)و بعد ها پدیده و جریاناتی که امروزه در آن میبینیم بوجود آمده.

نکته بسیار جالب این است که طبق قانون دوم ترمودینامیک جهان رو به تعادل ترمودینامیکی به پیش می رود و انرژی رو به اتلاف است و در نهایت ماده نابود خواهد شد و دنیا به ترازمندی گرمایی خود می رسد و آنتروپی به حداکثر ماکزیمم خود خواهد رسید.


اما تعادل ترمودینامیکی که کائنات ابتدا در آن حالت بوده با تعادل ترمودینامیکی که رو به آن هستیم کمی متفاوت است، زیرا انفجار اتفاق افتاده(بیگ بنگ)و انرژی قابل استفاده بوده(!)و از این نتایج می شود نتیجه گرفت انرژی تولید شده قابل استفاده بوده و از چرخه دیگری(تئوری نوسانی)وارد نشده.


در این صورت تا آنجا که حالت فردیت(تکینگی) به ما می گوید، بایستی جهان از بی نهایت فشردگی و بی نهایت انرژی و بی نهایت گرما  شروع به کار کرده باشد.

در نگاه اول به نظر می رسد این ادعا با قانون دوم ترمودینامیک در تضاد است، قانونی که می گوید جهان مرتب جای خود را به بی نظمی می دهد و حتی پدیده ها به سوی مرگ در حال حرکت اند.

ما می دانیم حقیقت ندارد جهان از انرژی مصرف شده دوباره دچار انفجار شود و بالاتر این مورد را تشریح کردیم.



قسمت دوم:

ولی از نظر فیزیکی غیرممکن است چیزی بتواند از نیروی جاذبه فرار کند.در مقابل نیروی جاذبه،چتر حفاظتی وجود ندارد و اگر هم بود، با چنین سیستمی نمی توانست از جاذبه خودش فرار کند. در جهانی که خودش گسترش می یابد،مواد موجود در آن، زیر نفوذ حوزه های جاذبه جهان شناختی قرار دارد.

این نوع پیوند بین پدیده و شبکه ای از جاذبه، راه به سوی توسعه منظم مواد تشکیل دهنده فضا به کمک حوزه های جاذبه می گشاید.

اگر وقتی به سیستمی انرژی تزریق شود نظم به قیمت بی نظمی در سیستم دیگر و در خارج از آن سیستم ممکن است ایجاد شود.

بر همین روش می توان توضیح داد که چگونه جهان گسترش یابنده ساعت جهان را کوک کند بدون اینکه نیازی به خدا باشد.


پیش تر اشاره کردیم که جهان ابتدا در پیدایش خود بسیار داغ بوده و گسترش آن باعث خنک تر شدنش شده است.

محاسبه ای ساده، جدول تغییرات حرارت آن را در مراحل مختلف به دست می دهد. ولی درجه حرارت به یقین به نوع مواد موجود در کائنات بستگی دارد.


میزان این درجه حرارت_انرژی الکترو مغناطیسی_ بر اثر تشعشع و در رابطه با بزرگی حجم بخش گسترش یابنده کائنات کم می شود.

به طوری که اگر این حجم برابر شود درجه حرارت به نصف کاهش می یابد. وجود ساخته شده از ماده برای مثال گاز هیدروژن، خیلی سریع تر و تقریباً  به شکل تصاعدی سرد می شود و این بدان معنی است که گاز هیدروژن از تاثیر تشعشع گرمایی دور می شود.



ولی این نمی شود همه قضیه باشد. حوزه جاذبه ،که پیدایش نظم را از طریق گسترش کائنات در نهایت به حساب آن گذاشته شود نتیجه قطعی این است که تمایلی قطعی به نظمی دارد.ولی باز هم باید روشن کنیم که آیا نظم از خود جاذبه است و آیا جاذبه بعد انقباض می تواند باعث بیگ بنگ دیگری(تئوری نوسانی، مدل های تناوبی‌!)بشود؟




قسمت سوم:

محور اصلی این مسئله این سوال است:آیا قانون دوم ترمودینامیک فقط برای ماده معتبر است یا نیروی جاذبه را هم شامل می شود؟

اینجا نقطه ابهامی وجود دارد.
در حقیقت یافته های جدید در زمینه سیاه چاله ها به شمول قانون فوق در زمینه جاذبه هم اشاراتی دارند.

کم کم می توان اطمینان حاصل کرد که تنها بهانه ملحدین بعد انقباض دنیا که عامل بیگ بنگ متناوبی می شود در مورد جاذبه هم خلع سلاح شده اند و دیگر هیچ بهانه شبه علمی برای بیگ بنگ متناوبی(تئوری نوسانی)نمانده است.

علوم طبیعی اکنون در حال به دست آوردن سوالاتی است که به سوالات "چگونه رفتار کردن جهان" و منشأ اصلی "این رفتار ها" پاسخ بگوید.


تازه ترین پیشرفت ها شامل برنامه ای برای یک رشته از کار های نظری است که هدفش تلخیص و تلفیق نیرو های طبیعی به شکل نمودار تفصیلی یگانه است.

بر طبق این نمودار نظری، فراوانی فعلی قوانین فیزیکی پدیده ای هماهنگ با درجه پایین حرارت فعلی جهان است.

در شرایطی که درجه حرارت پایین حرارت فعلی جهان است.

و درباره نظم، برخی از فیزیکدانان ماننده راجر پنروز به این نتیجه رسیده اند که حوزه بزرگ جاذبه کیهانی در حالت آنتروپی بسیار کم قرار دارد و از این هنگام تشکیل خود به <<ضربه نظم دهنده>>نیاز داشته است.

فیزیکدانان دیگری از جمله هاوکینگ بر این عقیده اند که نیروی جاذبه کیهانی نیروی به درجات بسیار زیاد نامنظم است و نتیجه منطقی تاثیرات اتفاقی و بدون سازمانی است که از حالت تکینگی نشات گرفته اند.


قسمت چهارم:

اگر این نظریه ها درست باشد و هنوز زود است که چیزی بیش از قوت قلب گفته شود، می توانیم انتظار داشته باشیم که این نظریه ها به تقویت بیگ بنگ بینجامد.

در این صورت و در حالت حرارت بی حد و مرز لحظه خلقت ،امکان دارد <<ابر نیرو>> با تعداد ذرات ساده از نوع ذرات اجزای اتم کار را انجام داده باشد و نیرو ها و اجزای اتمی متنوع و گوناگون موجود و موجود فعلی در جریان سرد شدن کائنات، قوانین فیزیک و اجزای تشکیل دهنده ماده، همگی پیدایش خود را از حالت فوق العاده ساده اولیه آغاز کرده باشند.


با این همه، مذهبی شکاک پاسخ خواهد داد:<<یک ابر نیروی واحد و تعدادی ذرات ساده اتمی باز هم احتیاج به توضیح دارند.چرا درست همین ابر نیرو باید باشد؟چرا اصلاً قوانینی وجود داشته باشد؟بعضی از فیزیکدانان، خوشحال از سادگی بنیان قوانین طبیعی گفته اند شاید بنیادی ترین و ابتدایی ترین قانون برای تمام این ها در اینجا همان ابر نیرو ساختار ریاضی دارد که در ضمن به عنوان یگانه اصل قاعده فیزیکی پذیرفتنی منطقی و تفسیر شدنی است.

معنی این سخن آن است که فیزیک ممکن است همان پدیده ضروری(واجب الوجود)باشد، همان طور که بعضی ها خدارا واجب الوجود معرفی می کنند.


قسمت پنجم:


در شرایطی که درجه حرارت مواد بالا رود، نیروهای مختلفی که بر آن ها اثر می کنند،هویت خود را از دست می دهند و در هم ادغام می شوند تا آنجا که پس از رسیدن میزان درجه محیط به 10 به توان 33(10^33)درجه کلوین ،تمام این نیرو ها به نیرویی واحد <<ابر نیرو>> در شکل کاملاً ساده ریاضی تبدیل می شوند.

تحت تاثیر این حالت، تمام اجزای بی شمار نامتناجس اتم هویت خود را از دست می دهند و همه ویژگی ها و مشخصات آن ها در این کوره داغ از بین می روند.

دلایل این<<ارتباط و اتصال همه چیز به سادگی اولیه>> متکی به تحقیقات چندساله در زمینه فیزیک انرژی کلان است.

انرژی کلان در اینجا به معنی همان حرارت زیاد است.

فیزیکدان باور دارند که پیچیدگی ساختار اجزای اتم با افزایش درجه حرارت کم می شود و در نتیجه، پدیده های ساده تری به وجود می آید و روابط پیچیده نیرو ها ساده تر می شود.


حالا باید خدا و فیزیک را همان شکل که بعضی از فلاسفه پنداشته اند یکسان بدانیم؟


بعضی از فیزیکدانان به ویژه استیون هاوکینگ تاکیید کرده اند که در عمل باید از وضعیت ساده اولیه کائنات شروع کرد، درست با توجه حالت تکینگی اولیه.

حالت تکینگی نقطه شروعی برای زمان و مکان و فضا است و به راحتی می توان اثبات کرد نقطه شروع برای کل جهان فیزیکی است.

مثالی برای این حالت، وضع بی نهایت فشرده و پیچیده ای است که در لحظه شروع انفجار اولیه جهان حاکم بوده است.احتمال داده می شود چنین حالتی در سیاه چاله ها وجود داشته باشد.

از آنجا که تمام فعالیت های فیزیکی ما در شرایطی تابع و مطیع فضا زمان و مکان تنظیم شده است، با علم به اینکه مرزی زمانی و مکانی وجود دارد، احتمال می دهیم که مقولات و مسائل فیزیکی و طبیعی نمی تواند خارج از چنین مرزی مطرح شود به نتیجه برسد و ادامه یابد.

قسمت ششم:


از این دیدگاه حالت تکینگی بالأخره برای جهان طبیعی تشکیل یک مرز و محدوده بیرونی می دهد.
در حالت تکینگی ماده بوجود می آید و ممکن است فقط بر طبق همان اصل ترمودینامیکی مورد نظر توان شرح و تفسیر آن را داشته باشد.

چنین حالتی نزدیک ترین و شبیه ترین حالت به نیروی ماوراء طبیعی است که فیزیک تاکنون با آن مصادف شده است.


تکینگی ها مدت طولانی بنابر دید <<فوق ایدئالیستی کردن مدل رایج جاذبه>> نتیجه گیری غلط با استنتاج به ظاهر صحیح تلقی می شدند توسط ملحدین، تا اینکه پنروز و هاوکینگ در رشته ای از مبانی و اصول درخشان و جامع ریاضی ثابت کردند که روی دادن حالت تکینگی نادر و کم نیست و در صورت تحقق شرایط خاص فیزیکی تا آنجا که نیروی جاذبه قوی وجود دارد ،بروز و ظهور آن اجتناب ناپذیر است، به طور مسلم این شرایط در زمان انفجار اولیه کائنات وجود داشته است.

حالا باید خدا و فیزیک را همان شکل که بعضی از فلاسفه پنداشته اند یکسان بدانیم؟


بعضی از فیزیکدانان به ویژه استیون هاوکینگ تاکیید کرده اند که در عمل باید از وضعیت ساده اولیه کائنات شروع کرد، درست با توجه حالت تکینگی اولیه.

حالت تکینگی نقطه شروعی برای زمان و مکان و فضا است و به راحتی می توان اثبات کرد نقطه شروع برای کل جهان فیزیکی است.

مثالی برای این حالت، وضع بی نهایت فشرده و پیچیده ای است که در لحظه شروع انفجار اولیه جهان حاکم بوده است.احتمال داده می شود چنین حالتی در سیاه چاله ها وجود داشته باشد.

از آنجا که تمام فعالیت های فیزیکی ما در شرایطی تابع و مطیع فضا زمان و مکان تنظیم شده است، با علم به اینکه مرزی زمانی و مکانی وجود دارد، احتمال می دهیم که مقولات و مسائل فیزیکی و طبیعی نمی تواند خارج از چنین مرزی مطرح شود به نتیجه برسد و ادامه یابد.


در بین فیزیکدانان هیچ گونه توافق و وحدت کاملی درباره حالت تکینگی یا حتی کائنات وجود ندارد.

هاوکینگ در مقابل حقایقی که ماوراء طبیعه را به راحتی اثبات می کند اصل <<نمی دانم>> را پیشنهاد کرده و اعتراف کرده حالت تکینگی بسیار مجهول و درک ناپذیر است و عامل تو گل ماندن علم فیزیک است.


با این همه پیشرفت های جدید علم فضا به این نظریه ها و مباحث وجود کائنات و حالت تکینگی به طور حتم جهت گیری جدید داشته است و در اثبات وجود ازلی و بسیط(خدا)گامی رو به جلو بوده است، گرچه برای ملحدین حقیقتی درد آور و بسیار ناراحت کننده باشد.


نتیجه گیری بی طرفانه:

از آنجا که عالم آغاز شده و انفجار بیگ بنگ در یک مرز تکینگی قرار داشته و قانون اول ترمودینامیک صرفا "کمیت وابسته به ماده" است  و طبق قانون دوم ترمودینامیک تمامی مواد از کار می افتند و دیگر واکنش شیمیایی انجام نخواهد شد و حتی فوتون ها دیتکت می شوند قانون دوم ترمودینامیک برای آنان معتبر است و حتی گرانش را نیز شامل می شود و اثبات می کند هیچ راه بازگشت پذیری از این فجایع نیست و تمام مواد از انرژی خلق شده اند و انرژی هم یک "کمیت" است زمانمند و مکانمند هستند و در قبل حالت تکینگی فضا و زمانی وجود نداشت مواد هم نمی توانند خارج از فضا و زمان باشند و از طرفی دیگر خلقت از "عدم" محال است، بنابراین عالم باید مبدأ فرامادی داشته باشد.



Reference and notes:

1.
Boethius, Trost der philosophie, Reclaim, Stuttgart:
1971 buch5" kap.6(prosa).Zur deustchen Diskussion der Theologischen Arbeiten Von Boethius im Lichte der >Skytischen:Kontrouersen 1935

2.
Swinburne,R.,a.a.O.,S.131f.

3.Ebenda.

4.
branes,E.W.,Scientific theory and Religion, Cambridge University press,Cambridge: 1933,S.595

5.
Vgl.Dauzuauch Davies, p.,the physics of time asymmetry,university of California press surrey:1974.

6.
Hawkings,S.W., "Breakdown of predictability in Graviational Collapsec"in:physical Review, D14,1976,S.2460

7.
Penrose,R.,<sigularities and time-Asymmetry>,in:Hawkings S.W.I""Israel,W.(Hrsg.),General Relativity: An Enistine Centenary Survey ",Cambridge university press Cambridge: 1979.

8.Hawkings,S.W. ,a.a. o..

 

 

 

مترجم


تقویم روز


درباره ما

اتحادیه خداباوران ایران نقد و بررسی الحاد و پاسخ به ابهامات

نظرسنجی

مطالب این سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟